تبلیغات
ادبیات فارسی - رؤیا و واقعیت

رؤیا و واقعیت

تاریخ:پنجشنبه 19 مرداد 1391-12:07 ق.ظ

چرا در رؤیا به خود اجازه می دهیم کارهایی بکنیم که در زندگی واقعی از کردنشان شرم داریم؟

در این بی قیدی اخلاقی رؤیا ترکیب دو عامل در کار است:

1-      در درون گرایی خواب، محیط محو می شود و بنابراین همراه با آن بخش اعظم جهان اجتماعی واقعیت نیز ناپدید می شود.

2-      من رؤیا مانند خود رؤیا تا حدی اجتماعی است.

و بدین سان رؤیا دو بار – درونی و بیرونی- جدا از واقعیت است. از هر دو سو کاملا گسسته نیست اما سست است. واقعیتی که درونمایه آگاهانۀ رؤیا را می سازد، به سبب خصلت باستانی و غریزی اش در قیاس با واقعیتِ آگاهیِ بیداری خام و محدود است. من رؤیا عاری از بسیاری از انطباق های اجتماعی اش، عاری از بزرگی خود و ارزش و منزلت انسانی است.

وهم و واقعیت - کریستوفر کادول




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
قلم نی
یکشنبه 12 شهریور 1391 09:45 ق.ظ
با سلام
من هم این موفقیت رو هم به شما استاد بزرگوار وهم به دوست عزیزم سعید عزیز تبریک میگم و امیدوارم شاهد موفقیت های روز افزون شما باشیم.
همتتان بلند، روزگارتان خجسته
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بهروز و سربلند باشید!
مسیح
یکشنبه 22 مرداد 1391 03:16 ب.ظ
رویاهای ما به طور خود به خود اتفاق می افتند و ما هیچ گونه دخل و تصرفی در آن ها نداریم. رویاها حقایق عینی اند، به انتظارات ما پاسخ نمی دهند و ما اختراعشان نکرده ایم و محیط واقعی هم لزوماً رویا را فراهم نمی کند. رویاهای ما استقلال غریبی از خود آگاه ما دارند و فوق العاده هم با ارزش اند زیرا تقلب نمی کنند.
تحلیل رویا .کارل گوستاو یونگ
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : در رؤیا تأثرات واقعی تاحدودی سرکوب می شود و تصاویر آمیخته به صحنۀ هوشیار ذهن می آید. رؤیا نه راهنمای تفکر است نه احساس. تداعی های رؤیا شخصی است و فقط با رجوع به زندگی شخص رؤیا بین می توان درکش کرد. نقد نظرات یونگ از کریستوفر کادول
ن.
یکشنبه 22 مرداد 1391 12:10 ب.ظ
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم.من هم این موفقیت رو به شما تبریک میگم و این شعر رو به شما تقدیم میکنم که همیشه باعث افتخار ما خانم ها هستید.
مثل پاییزهای تکراری
مثل از روزهای خود جستن

زیر باران قدم زدن تا صبح
شعرهایی شبیه دلبستن

تو تمام حواس من شده ای
پشت تشبیه های بی علت

من بدون مشبهُ به هم
بی اداتم برای تشبیهت

تو مجاز از حقیقتی یعنی
بی نظیری برای چشمانم

من مراعات میشوم در شعر
حسن تعلیل روز بارانم

من دلم را به شعر خوش کردم
پشت این بیت های تضمینی

فکرهایی که پر شده از تو
فکرهایی که تو نمی بینی


شعر من هم تمام شد اما
اشک این شعر را درآوردی

خسته ام من خودت بگو بانو
بین آرایه ها چه می کردی؟

رد شدی و مرا نمی دیدی
به نگاهت نگاه می کردم

گم شدم بین کوچه مهتاب
به سرم می زند که برگردم...
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سپاسگزارم! بسیار زیبا بود.
ظهیری
جمعه 20 مرداد 1391 12:53 ب.ظ
سلام و عرض ادب خدمت خانم دكتر یوسف قنبری :
پذیرش مقاله ی « حكمت ،هوس و كمال گرایی در ناخودآگاه نظامی » را در هفتمین همایش بین اللملی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی به شما تبریك عرض می كنم !!!
...
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بر شما هم مبارک باد! امیدوارم شروعی خجسته باشد برای پژوهش و تحقیق شما!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo