تبلیغات
ادبیات فارسی - نقد ادبی

نقد ادبی

تاریخ:چهارشنبه 15 شهریور 1391-10:03 ق.ظ

یک منتقد آگاه تنها و با شناخت همه جانبه و در نظر گرفتن کلیه عوامل مؤثر در ایجاد یک اثر ادبی است که می تواند درست ترین شیوه نقد را برگزیند و به کارگیرد. و در نهایت خواننده را با دنیای یک اثر آشنا سازد و راز و رمزهای آن را بر او بگشاید. حال اگر اثر ادبی یک متن بسته باشد که محدودیت های روشن و صریحی در راه تفاسیر ممکن خواننده ایجاد می کند و بیشتر دارای اطلاعات و پیام ها هستند نه برانگیزاننده معانی و آگاهی فرهنگی. در عوض یک متن باز که درون مایه ساختار و زبان آن پیچیده، مبهم و آزاد است که ذهن خواننده آن باید درگیر متن شود و آن را به نحوی خاص سازمان دهد، نیازمند دقت و تأمل بیشتر برای خواننده است. نقد غزل مولوی، اغلب روان کاوانه است. در صورتی که غزل حافظ، نقد اجتماعی و عرفانی را برمی تابد و مثنوی را می بایست با تأملات جهان شناختی و نگاه هستی شناسانه نقد کرد و تاریخ وصاف و قصاید فنی خاقانی، اغلب مناسب نقد فنی هستند. در نقد منطق الطیر عطار محتوای عرفانی ارجحیت دارد و پس از آن می توان از رابطه شکل مثنوی برای بیان و روایت محتوا و مضمون عرفانی سخن گفت و سپس از عناصر بدیعی و بلاغی و زیبایی شناسی آن حرف زد. اگر منتقدی در بررسی روان شناختی بوف کور ،نمادها و نوع تشبیهات به کار رفته دقت کند مرتکب خطا نشده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
كیومرث مرادی
یکشنبه 19 شهریور 1391 10:21 ق.ظ
سلام و درود برشما!یك غزل از خودم تقدیم می كنم!
درد عشق
دكتر سلام! روح و تنم درد می كند
چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می كند




ذوق سرودنم، كلماتِ نوشتنم

دكتر! تمام خویشتنم درد می كند




احساس شاعرانگی ام، تیر می كشد

حال و هوایِ پر زدنم درد می كند




دكتر! نگفته های زیادی ست در دلم

لب وا كه می كنم، سخنم درد می كند




می خواستم كه لال بمانم، به جان تو!

دیدم سكوت در دهنم درد می كند

پاسخ فرزانه یوسف قنبری : آفرین! بسیار زیباست!
بهروز باشید.
س.ظ
جمعه 17 شهریور 1391 11:32 ق.ظ
درود و رو صد ادب :

استاد نظر حسین پاینده درباره ی نقد ادبی از دیدگاه فروید هم فك كنم خالی از لطف نباشه :
رهیافت روانکاوانه فروید به ادبیات را با ذکر مثال‌هایی از نقدهایی که خود فروید بر آثار ادبی نوشت،می‌توان تبیین کرد.
این بنیان نظری رافروید نخست در مقاله‌ کوتاه اما بسیار تأمل برانگیزی با عنوان«نویسندگان خلاق و خیال‌پروری»مطرح کرد.در این مقاله،فروید ابتدا اشاره می‌کند که خوانندگان«ناوارد»موقع خواندن یک اثر ادبی،همواره از خود می‌پرسند که نویسنده چگونه توانسته است چنین شخصیت‌هایی‌ را تصور کند و در داستان بپروراند؟به بیان دیگر،داستان‌نویسان از چه توانمندی خاصی برخودارند که می‌توانند با داستان‌های‌شان‌ این‌چنین ما را مجذوب کنند؟البته مطرح کردن این پرسش با خود نویسندگان،بی‌ثمر است زیرا آنان یا جوابی برای آن ندارند و یا جواب‌شان قانع‌کننده نیست.

منبع : فروید و نقد ادبی
نشریه: فلسفه، کلام و عرفان خردنامه همشهری تیر 1385 - شماره 4
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سلام
کاش کاملتر این نکته را مطرح می کردید!
بهروز و سربلند باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo