تبلیغات
ادبیات فارسی - متن خوانا / متن نویسا

متن خوانا / متن نویسا

تاریخ:سه شنبه 28 شهریور 1391-05:50 ب.ظ

تمایز میان خوانا و نویسا تمایزی است که رولان بارت به تفصیل دربارۀ آن سخن گفته است. متن نویسا متنی کاملاً متکثر است، چرا که زبان بی پایان است. متن نویسا یک ساختار نیست، بلکه نوعی ساختار دهی است که در آن، خواننده دیگر مصرف کننده نیست، بلکه مولّد متن است. متن نویسا به دلیل تکثر فوق العاده آن، هر گونه نقد یا فرا زبان را، هر گونه مقوله یا تفسیر بعدی را که بخواهند متن را پوشش دهند ناکام می گذارد. متن های خوانا ابژه هایی تمام شده اند: محصول هستند نه فرایند تولید. روایت خوانای کلاسیک اساسا نظمی منطقی – زمانی دارد. این روایت پایان هر کنش را آشکارا در معرض دید قرار می دهد. لازمۀ اصلی متن خوانا کامل بودن آن است. متن خوانا می کوشد تا کامل و غنی باشد، اما منکر اشاعۀ تمام عیار می شود. برای آن که متنی نویسا پدید آوریم، بهتر است یا حتی ضرورت دارد که یک متن خوانا را مورد بحث قرار دهیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
س.ظ
سه شنبه 11 مهر 1391 08:25 ب.ظ
سلام :
مشترك ، ن . ن
بدانید و آگاه باشید كه اشاره ی من به روساخت این منظومه ها به صورت عمدی بوده است .
احساس من این است كه بعضی از دوستان مطالب شما را به درستی درك نكرده اند و هنوز در لایه ی بیرونی اثر مانده اند ...
ن.ن
یکشنبه 9 مهر 1391 02:18 ق.ظ
در ادامه: از آرزوی زیبایتان سپساس گزارم. شاید کارم کارستان نباشد اما به لطف استاد بزرگوارم سرکار خانم یوسف قنبری وارد دنیایی شده ام که خنکای نسیم لذت بخشش هر روز روحم را نوازش می دهد اما تنها ابزارم برای رسیدن به دریای بی پایان معانی یونگ، تشنگیست. و تنها سرمایه ام عطش. تا رسیدن به این دریای بی پایان راه درازی در پیش است که البته با همرهی خضروار خانم دکتر قطع این مراحل جذاب تر و شیرین تر خواهد بود. نیاز به گفتن من نیست شما خود تشنه‌ی دانستنید اما سعی کنید از لحظه لحظه های مکتب فرزانه ای چون خانم دکتر بهره برید. اما عنوان پایانه ام بدین شرح است: بررسی مقابله ای خسرو و شیرین نظامی با رومئو و ژولیت شکسپیر بر اساس روان شناسی تحلیلی. همان طور که پیش از این عرض کردم در آینده ای نزدیک زمان دفاع را به اطلاع دوستان خواهم رساند. امیدوارم بتوانم انگیزه و علاقه ای را برای تحقیقاتی این چنینی ایجاد کنم. و قطعاً من اولین نیستم و آخرین نیز نخواهم بود.بدرود باشید.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بسیار عالی است! آقای سعید ظهیری برای شماست!
ن.ن
یکشنبه 9 مهر 1391 02:17 ق.ظ
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و سلام به آقای ظهیری .
تلاش و پی گیری شما در جهت آموختن مطالب جدید و جسارت شما در اظهار نظر بسیار قابل تحسین است. در وبلاگ خانم دکتر و همچنین وبلاگ جناب استاد افضلی، برایم جالب است که تمام پست های زیبای این عزیران را مطالعه می کنید و جسورانه اظهار نظر می کنید. به شما تبریک می گویم. ازقلمتان پیداست به خوبی از مقالاتی که مورد مطالعه قرار می دهید سود می جویید. با نظرتان موافق هستم . شباهت میان دو اثر بسیار شگفت انگیز است. اما اگر ازشباهت های ظاهری دو اثر فراتر رویم و به جست و جوی سخنان ناگفته‌ی خالقان آثار برآییم ، بی شک شگفتیمان دو چندان خواهد شد. شگفت زده خواهیم شد، آنگاه که درمی یابیم نویسندگانی که هیچ گونه تاثری از یکدیگر نداشته اند در عمق روان ناآگاهشان معشوقی را به نظاره نشسته اند که در روح یکی شیرین می شود و در روح آن دیگر ژولیّت! شگفت زده خواهیم شد هنگامی که مهین بانوی نظامی ارمن را رها می کند و دست در گردن دایه‌ی شکسپیر می اندازد و در مسیری گام می نهند که مبدا و مقصدش جایی جز ناخودآگاه جمعی نیست. هیچ انسانی نمی تواند تعریف درست و روشنی از عشق به دست دهد و هیچ گاه نمی توان گفت درک نظامی و شکسپیر از عشق، یکسان و شبیه است. زیرا همان طور که دکتر شریعتی می گوید: به اندازه ی هر دلی دوست داشتنی هست. و هر کس عشق را آن گونه که درک کرده است می شناسد. یکی نرم و لطیف و دیگری سخت و خشن. شگفت زده تر خواهیم شد وقتی بدانیم نظامی و شکسپیر با دو نظر گاه مختلف نسبت به عشق، آثار عاشقانه‌ی مشابهی می‌آفرینند.
س.ظ
شنبه 8 مهر 1391 09:17 ب.ظ
درود و دو صد ادب خدمت خانم دكتر یوسف قنبری :
من نیز دوست دارم مطلبی در راستای كامنت « ن . ن » اضافه كنم :

شباهت میان این دو اثر بسیار شگفت انگیز است ، چرا که می دانیم چندین سده فاصله بین این دو شاعر وجود داشته و تفاوت فاحش فرهنگی و تاریخی میان آن ها بوده است ولی چه زیبا روان شناسی تحلیلی و پدیده ی توارد می تواند این فاصله ها را پر كند و نشان دهد كه تفكر هر دوی این نابغه ها در یك مسیر بوده است و این دو را در كنار یك خوان در كنار هم بنشاند و نیز آگاهیم که امکان مطالعه ی آثار پیرگنجه ، به دلیل نبود وسایل ارتباطی برای شکسپیر میسر نبوده است و این مسئله باعث بیشتر نمود یافتن روان شناسی تحلیلی خواهد شد البته نیازمند چشم و گوشی است كه بتواند آن را ببیند و یكسره به قاضی نرود بنابراین علت این امر، چیزی نیست جز گستردگی دامنه ی ادبیات در سطح جهان، علاقه ی انسان های مختلف با افکار، عقاید، فرهنگ ها و احساسات گوناگون به داستان و داستان پردازی، درک معنا و عکس العمل مشترک از مفاهیم پسندیده و نکوهیده هم چون عشق، دوستی، فداکاری، صداقت، وفاداری، دروغ، نفرت، خیانت، مرگ و ... در همه جای دنیا و به وسیله ی انسان های گوناگون.
بسیار مسرورم كه ذره ی ناچیزی از دریای بی كرانی روان شناسی تحلیلی را درك كرده ام ..
و این وب چه جای خوبی است برای تبادل اندیشه ها و دانسته ها .
من نسبت به موضوع پایان نامه ی شما اطلاعی ندارم ( ولی كنجكاو ) ، امیدوارم كاری كنید كارستان .
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : ن.ن حتما نظر شما را خواهد خواند!
كیومرث مرادی
پنجشنبه 6 مهر 1391 10:23 ق.ظ
سلام دكتر!
بسیار زیبا بود!یك متن خوانا وقتی مورد بحث قرار می گیرد،ناخودگاه به سمت متن نویسا كشیده می شوی و همین طور است كه برای پذیذآوردن متنی نویسا ضروری است متن خوانا را به دایره نقد و گفت وگو بكشانیم!همیشه گوش های شنوای متن خوانا در وسعتی محدود و پایان پذیر قرار دارند.حال آن كه در متن نویسا چشم ها در هر زمانی می توانند به بی نهایت خیره شوند و نویسا بودن متن را در دایره ای لایتنهای ...چه قدر شنوایی چشم ها بی نظیراست،درود بر رولان بارت،دكتر یوسف قنبری و آفرین بر متن نویسا!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق و پیروز باشید!
ز.ز
سه شنبه 4 مهر 1391 09:16 ب.ظ
با سلام خدمت شما استاد فرهیتنه و تشکر از مطالب خوب و ارزنده ای که ارائه می کنید لطفا بیشتر در مورد بینامتنیت توضیح دهید .
متشکرم .
معافی
سه شنبه 4 مهر 1391 08:22 ب.ظ
با سلام به شما استاد گرامی
با توجه به مطالب این بخش به طور خلاصه می توان : متن خوانا را متنی دانست كه نویسنده همه ی نمادها و نشانه های كلیشه ای را برای محدودسازی ذهن خواننده به كار گرفته است. مثل برخی از آثار سنتی و تك معنایی شاعران سنتی ایران
حال اگر برداشت من درست باشه یك سوال درباره ی ساختارشكنی متون سنتی مطرح میشه: باتوجه به اینكه اگر در شعر شاعران سنتی، ایهامی هم باشد چون نهایتا از دو معنای دور و نزدیك خارج نیست (دال ها، مدلول لغزنده ندارند)، پس باز هم متون آنها رو نمی توانیم نویسا بدانیم، حال با این شرایط می توان در این متون دست به ساختارشكنی زد؟
با تشكر از شما
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سلام. نمی توان حکم قطعی داد! چون غزل حافظ نویساترین متن در ادب فارسی است. و اتفاقا رمز جاودانگی شعر حافظ هم در نویسا بودن و باز بودن آن است. پس همان طور که ذکر شد هیچ گاه نمی توانیم در مورد آثار کلاسیک حکم قطعی دهیم هر چند خوانش فعال اثر همواره می تواند روشن کننده بسیاری از نانوشته ها باشد.
بهروز و سربلند باشید!
ن.ن
سه شنبه 4 مهر 1391 02:15 ب.ظ
با سلام خدمت استاد بزرگوارم. با اجازه شما پیامی برای برادر عزیزم، آقای مرادی داشتم. در نظراتشان به آنیمای شکسپیر و نظامی اشاره کرده اند و این دو را متفاوت خوانده اند. باید به ایشان عرض کنم ناخواسته به موضوع پایان نامه من اشاره کرده اند و فکر می کنم نتیجه پایان نامه ام پاسخ مناسبی برای اختلاف نظر شما و ایشان باشد. از همین جا ایشان را به جلسه دفاع از پایان نامه ام دعوت می کنم که البته هنوز زمانش مشخص نیست اما در آینده ای نزدیک به اطلاع دوستان خواهم رساند. و پیشاپیش خدمت این دوست عزیز عرض می کنم که بر خلاف نظر شما، آنیمای نظامی و شکسپیر حامل یک پیامند و از ویژگی های نسبتا یکسانی برخوردارند.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : آفرین بر شما!
ن.ن
جمعه 31 شهریور 1391 05:25 ب.ظ
اولین روز مهر، اولین روز مهرورزی است. روز آفتاب، روز شكفتن احساس ، روز زمزمه و لبخند. آفتاب، اولین روز مهر طلوع می كند. مهر، آن قدر بوی بهار می دهد كه در پاییز بودن آن، به یاد نمی آید. مهر فصلِ خشكیدن و زرد شدن و ریختن نیست.مهر آغاز روییدن است. مهر در پاییز جان گرفت تا بهاری دیگر باشد.امروز، مهر، خود بهار است. مهرتان پیروز و مهر ورزی تان همیشگی باد.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سربلند باشید!
س . ظ
پنجشنبه 30 شهریور 1391 12:36 ب.ظ
سلام استاد :

استاد به نظر من اون متن هایی فوق العاده هستند كه در عین حالیكه مربوط به ادب كلاسیك هستند ولی جز متون نویسا و متكثر محسوب میشن .
اون نویسندگان هستند كه كارشون فوق العاده ارزشمند و قابل تحسینه .
استاد نكته ی دیگری هم كه در این مطلب و مطلب قبلی وبلاگ جلب نظر می كنه اینه كه :
متن نویسایی كه مدنظر رولان بارته با بینامتنیت ارتباط پیدا می كنه چرا كه هسته ی اصلی بینامتنیت ، عدم فطعیت معنا و متكثر بودن اونه !!!
استاد مطالب توی وبلاگ واقعا جالب هستند !!!
تشكر خالصانه !!!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق باشید! امیدوارم در ایجاد سوال برای انجام پژوهش مؤثر باشم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo