تبلیغات
ادبیات فارسی - متون خوانا یا بسته / متون نویسا یا باز

متون خوانا یا بسته / متون نویسا یا باز

تاریخ:شنبه 8 مهر 1391-02:10 ب.ظ

متون خوانا یا بسته و متون نویسا یا باز؛ متون خوانا مثل رمان­های واقع­گرایانه که با پافشاری بر یک یا چند معنی محدود و خاص، تفسیر و تحلیلی بسته را به خواننده تحمیل می­کنند. بر این اساس، آثار بالزاک در ادبیات غرب را می­توان جزو متون خوانا محسوب کرد. متون نویسا، مجموعه­ی بی­شماری از دال­ها را هدف قرار می دهد تا خواننده هنگام خوانش، متنِ خود را مطابق تعداد زیادی رمز بنگارد، نه برطبقِ یک رمز خاص. پس هر خواننده قادر است با استفاده از ذهنیّات و تجربیاتی که دارد، هنگام خوانش در فرآیند معناسازیِ شعر و داستان شرکت کند. نویساترین متن در ادب فارسی غزلیات حافظ است. برعکسِ متون خوانا که خواننده تنها، مصرف­کننده­ی آن است، متون نویسا را خواننده بازتولید می­کند؛ متون باز که برخلافِ متون بسته، چندمعنایی یا چندصدایی هستند را می­توان به برخی بیلبوردهای تبلیغاتی موجود در سطحِ کلان­شهرها تشبیه کرد که از هر سمت به آن­ها نگاه شود، یک تصویر دیده خواهد شد؛ مثلاً اگر از سمتِ روبه­رو به بیلبورد بنگریم، تصویرش با زمانی که از سمت راست یا سمت چپ به آن نگاه کنیم، تفاوت خواهد داشت؛ اتفاقاً همین ویژگیِ متون باز است که آن­ها را جاودانه می­کند. متن باز خواننده را تحریک و بیدار می­کند و خواننده­ی متن را به­سوی خود می­کشد و هر دو در روندِ فهمیدن و فهمیده­شدن، شرکت می­کنند؛ موانع را برمی­دارند و به نفعِ هم، چیزهایی را نشنیده می­گیرند و چیزهایی را به حسابِ طرفِ دیگر می­گذارند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
س.ظ
پنجشنبه 13 مهر 1391 08:31 ب.ظ
سلام و درود خدمت خانم دكتر یوسف قنبری خانم : ن .ن
حتما دوباره مقاله و كتاب پیشنهادی شما دوست خوب را خواهم خواند ولی نكته ای كه من به آن اشاره كردم به هیچ وجه نه از مقاله ی بانوی بادگون بود و نه برداشتی از آن !!!
من به هیچ وجه به خودم اجازه نمی دهم یا بهتر بگویم در آن درجه نیستم كه قصد نقد كسی را داشته باشم چرا كه هنوز چیزی نمی دانم كه قابل گفتن باشد ...
هدفم از طرح این مطالب فقط آشنایی بیشتر بود فقط همین !! در هر صورت از مطالبی كه به آن ها اشاره كردید
كمال تشكر را دارم !!!
پیروز باشید و سربلند !!!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق باشید!
ن.ن
چهارشنبه 12 مهر 1391 10:41 ب.ظ
درود فراوان بر استاد گرامی و برادر عزیز آقای ظهیری.
دوست خوبم، «بدانید و آگاه باشید» اظهار نظر درمورد مسائل علمی باید علمی باشد نه احساسی. ما نباید متعصابانه در مورد موضوعی نظر دهیم و نظرات مخالف خود را محکوم کنیم. اینجا یک فضای مجازی برای تبادل اطلاعات به شیوه ای علمی است. قرار نیست میزان آگاهیمان را در مورد موضوعی به رخ بکشیم همه‌ی ما می آییم تا بیاموزیم. و چه خوب است که در این تبادل نظرات گاهی متوجه اشتباهمان شویم. مخاطب قرار دادن یک نفر و محکوم کردن ایشان به اینکه در مورد موضوعی اشتباه برداشت کرده اند از اخلاق و شیوه‌ی علمی به دور است.تا زمانی که در مورد موضوعی آگاهی کامل نداشته باشیم نمی توانیم اظهار نظر کنیم و در اظهارات خود باید مراقب باشیم .شاید خودمان در اشتباهیم. بهتر است اگر در مورد موضوعی آگاهی داریم و خود را صاحب نظر می دانیم با ذکر ادلّه و اثبات علمی آن موضوع را مطرح کنیم تا اگر دوستی در اشتباه است با یافتن منبع درست ، پذیرای نظراتمان باشد. در این راستا من پیشنهاد می کنم شما نیز یک بار دیگر مقاله‌ی بانوی بادگون را بخوانید و درک خود را (نه آنچه نویسنده مطرح کرده) بیان کنید. برای درک بهتر ویژگی های آنیما، به عزیزانی که دوست دارند مطالب بیشتری در مورد این کهن الگو بدانند، مطالعه‌ی کتاب عقده‌ی مادر و روابط زن و مرد از الکس جانسون را پیشنهاد می کنم. بدرود باشید!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : lموفق باشید!
س.ظ
سه شنبه 11 مهر 1391 08:21 ب.ظ
درود و دو صد ادب :
باز هم مطلبی در ادامه ی مطالب ن.ن :
با كمال ادب و احترام به برادر مرادی :
نكته ای كه آقای مرادی در مورد آنیمای نظامی و شكسپیر به ان اشاره كردند از ریشه و اساس باطل است ( البته ببخشید ها ) چرا كه شما باید ابتدا بدانید كه آنیما چیست و گستره ی این انگاره تا چه میزان است به نظر می رسد كه درك شما از آنیما فقط بعد زنانه ی وجود مردان است در حالی كه آنیما می تواند در تمام مظاهری تجلی كند كه به گونه ای با بانوی بادگون همراهند .
برادر مرادی :
آنیما فقط آن چیزی نیست كه در ذهن شماست !!!
گستره ی آنیما به تعداد تمام آفرینش هایی هست كه نمودی از شخصیت زنانه دارند !!!
مطمئنم كه ن . ن حرف مرا بهتر از خود من درك كرده است ...
پیروز باشید و سربلند ...
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : البته! توجه به گستردگی مفهوم و کارکرد کهن الگو در درک صحیح همسانی ناخودآگاه اهمیت بسزایی دارد!
كیومرث مرادی
سه شنبه 11 مهر 1391 11:34 ق.ظ
سلام بر دكتر یوسف قنبری و دوست ارجمند ن.ن!
سپاس از نوشته ی منطقی و زیباتون!من نیز با شما موافق هستم! اما صحبت های پیشین را از دریچه ی تخصصی مورد بررسی قرار ندادم!با شما كاملن موافق ام و نظر دكتر نیز راهنمای خوبی برای مقایسه نظرهامون بوده و هست!
خیلی خوش حال شدم كه موضوع پایان نامه تون را چه با ظرافت انتخاب كرده ای!سعی می كنم در روز دفاعیه حضور داشته باشم!و من هم از همین جا از شما و دكتر دعوت می كنم به وبلاگ ام سربزنید!خوش حال می شم با شعرهام میزبان تون باشم!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : شعرهای بسیار زیبایی دارید! موفق باشید1
ن.ن
دوشنبه 10 مهر 1391 02:07 ب.ظ
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و سلام به آقای کیومرث مرادی:
شاید آنیمای شکسپیر در تمام آثارش یکسان نباشد، من تمام آثار وی را با دیدی روان شناسانه مورد تحلیل قرار نداده ام و نمی توانم در این زمینه اظهارنظر کنم. و فکر نمی کنم شما نیز تمام آثار او را با دیدی بر گرفته از مکتب یونگ مطالعه کرده باشید. پس قطعیت نظر داشتن در مورد چنین موضوع سترگی که نیازمند مطالعه‌ی بسیار است با عرض پوزش وجهه‌ی علمی نخواهد داشت. اما بزرگانی که پیش از ما به خواندن این آثار نائل شده اند چون امرالله ابجدیان و لطفعلی صورتگر که به نوشتن تاریخ ادبیات انگلستان همت گماشته اند بر این نظرند که «در تمام آثارشکسپیر ، قهرمانان زن آثار اغلب قوی، با اعتماد به نفس و دوست داشتنی تصویر شده‌اند» بی شک ویژگی‌هایی که شکسپیر برای زنان آثارش قائل می‌شود در پیوند با آنیمای روانش و بازتابی از آن است. نکته ‌ی دیگری که شایان ذکر است عنوان پایان نامه‌ من است که عبارتست از «بررسی مقابله‌ای خسرو و شیرین نظامی با رومئو و ژولیت شکسپیر بر اساس روان شناسی تحلیلی» در این عنوان آثاری قرار داده شده اند که قابیلت مقایسه شدن را داشته اند. مثلا یک صندلی را با یک نیمکت نمی توان مورد مقایسه داد و در انتظار یافتن اشتراکاتی بود. سیر و روند کلی دو مجموعه انتخابی به گونه ایست که دو اثر را قابل مقایسه می سازد و در این آثار نسبتا مشابه با آغاز و پایانی تقریباً یکسان، می توان به همسانی آنیمای شکسپیر و نظامی رسید. بنابراین شاید آنیمای شکسپیر در هملت، مشروط بر اینکه ویژگی های آنیما را در آن بیابیم، با آنیمای نظامی در خسرو و شیرین یکسان نباشد اما در یک برش زمانی و در یک اثر خاص چون رومئو و ژولیت به این یکسانی دست می یابیم که رهنمون ما به ناخودآگاه جمعی خواهد بود.بدرود باشید
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سلام! خوشحالم که وب سایت ادبیات پارسی جایگاهی برای تبادل نظر دانشجویان عزیز شده است!
بهروز باشید!
كیومرث مرادی
یکشنبه 9 مهر 1391 08:22 ق.ظ
سلام دكتر!
نوشته های زیبای شما را همیشه می خوانم!آن گونه كه ادبیات كلاسیك و نوین ایران و جهان را! چه قدر خوب است دكتر به تایپ هم توجه كند كه بعضی حروف به هم نچسبند...(با پوزش)درپاسخ به دوست ارجمند ن.ن باید عرض كنم،آنیمای شكسپیر در همه ی سروده ها یا آثار نمایشی اش یك جور نیست در حالی كه نظامی........بگذریم اما خوش حال شدم كه مراجعه به وبلاگ فرهیخته ای چون خانم یوسف قنبری یكی از دغدغه ها و اشتیاق های ام شده است.به حافظ اشاره كردی من یاد سعدی افتادم یك دوبیتی تقدیم شیخ اجل می كنم:
خداوند از غزل گفتن خبر داشت
خبر از گفت و گوهای بشر داشت
زمانی كه زبان را خلق می كرد
بدون شك به سعدی هم نظر داشت.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بسیار زیبا بود دوبیتی شما! بهروز وسربلند باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo