تبلیغات
ادبیات فارسی - نقد محاکاتی Mimetic criticism

نقد محاکاتی Mimetic criticism

تاریخ:سه شنبه 11 مهر 1391-11:36 ق.ظ

این نوع نقد که به آن نقد واقعیت نیز گفته می شود، یعنی بررسی اثر از دیدگاه ارجاع  به جهان بیرون، یعنی مطابقت هنری آن با جهان واقع. در این نوع نقد تکیه بر علت مادی ادبیات یعنی محاکات است. در نقد محاکاتی، اثر ادبی را بازتاب و نمایش جهان و زندگی بشری می دانند. نخستین محکی که در بررسی اثر ادبی به کار گرفته می شود چگونگی صدق اثر از این دیدگاه و حقیقت محاکات است. این شیوه که نخستین بار در آثار افلاطون و پس از آن به شکل والاتری در آثار ارسطو مطرح شد، هسته اصلی نظریه جدید رئالیسم ادبی است. محاکات حافظ از صوفیان دوره خود بی مانند است. فرخی و عنصری فقط گوشه هایی از جهان بیرونی را در حول و حوش دربار و قصرها و باغ های بزرگان محاکات کرده اند. در تشبیب قصاید آنان به طور معمول سخن از بهار و مجالس بزم و باغ و معشوق و می و مطرب است. زندگی معمولی مردمان معمولی از آثار این دوره قابل استنباط نیست. فروغ در محاکات زندگی یک زن تنها بسیار موفق بوده است. البته در نقد محاکاتی مسایل گاهی بدین سادگی نیست و منتقد محتاج به تأویل و تفسیر در چگونگی محاکات می شود. شعر سبک عراقی به طور کلی تفکر عمومی مردم را مبتنی بر جبر و مشیت و قضا و قدر نشان می دهد که با ساخت های اجتماعی تحت حکومت های استبدادی قرون وسطایی هم خوان است هر چند ممکن است به ظاهر شاعر بگوید: «چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد» یا «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم». برای نمونه جهت روشن تر شدن مبحث می توان گفت: لفاظی های تملق آمیز شاعرانی چون، معزی و ادیب صابر و انوری و ظهیر و قاآنی و ... شعر مدحی را در دوره قاجار به مرحله ای از انحطاط و ابتذال می رسانند که از جمله واکنش های هشدار دهنده ای که در برابر آن به وجود می آید، دل زدگی بعضی از گویندگان از شعر و شاعری و انزجار آنان از طرز زندگی شاعران درباری است. انعکاس این دل آزردگی و نفرت را در اشعر زیر که از مجمر اصفهانی است و درباره پوچی و بی حاصلی شعر سروده شده احساس می توان کرد.

بر آن سرم که از این پس ز شعر دم نزنم/ زبان ببندم و حرفی ز بیش و کم نزنم. به هم زنم همه آیین شاعری جز عشق/ که من طریقه ارباب دین به هم نزنم. رقم زنند به قطع زبانم ار چوقلم/ قلم نگیرم و بر مدحتی رقم نزنم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
س.ظ
پنجشنبه 4 آبان 1391 07:14 ب.ظ
درود و دو صد ادب خدمت خانم دكتر یوسف قنبری :
استاد سوالی دارم :
در این جمله :
« محاكات متافیزیكی رونوشتی از صور جاودانی هستند »
با توجه به مبحث محاكات می توان صور جاودانی را همان صور مثالی دانست ؟
اگر این چنین است تفاوت نقد محاكات با نقد كهن الگویی چیست ؟ یا بهتر بگویم مرز بین نقد محاكاتی و نقد كهن الگویی چیست ؟
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : در نقد محاکاتی اصل بر تطبیق اثر با جهان واقع است چون اثر ادبی را نمایش جهان واقع می دانند! اما این که محاکات متافیزیکی رونوشتی از صور جاودانی می شود این گونه قابل توجیه است که محاکات متافیزیکی یعنی پرداختن به علل غیر مادی پیدایش اثر پس با این تعریف به نقدکهن الگویی نزدیک می شود و صور جاودانی همان کهن الگوها می شوند! در نتیجه کلا نقد محاکاتی یعنی تکیه بر علت مادی ادبیات و محاکات متافیزیکی تقریبا هم ارز نقد کهن الگویی است!
س.ظ
پنجشنبه 13 مهر 1391 07:27 ب.ظ
استاد به نظر میرسه كه مفهوم اصلی محاكات قادر به توجیه تقدم ذاتی شعر نسبت به هنرهای دیگر است .
خانم دكتر به نظر شما فرضیه ی بال درسته ؟
استاد من فكر كنم بهترین تعریفی كه میشه واسه ی محاكات در نظر گرفت اینه :
تعریفی از سعید كاشانی :
محاکات‌ بازنماییی است که در آن
« می‌شناسیم » و محتوای ذاتی‌ آنچه را که بازنمایانده شده است در نظر داریم.
استاد خیلی مایلم نظر شما رو هم درباره ی این تعریف جویا بشم ؟
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : کاملا موافقم با این که محاکات تقدم ذاتی شعر نسبت به سایر هنرها را توجیه نمی کند.
محاکات مطابقت اثر با جهان واقع است پس تآکید بر محتوای ذاتی اثر به اعتقاد بنده بیشتر به لایه های ژرف روان پدید آور برمی گردد تا نقد محاکاتی و با آن تعریفی که از محاکات وجود دارد هم خوانی ندارد. پس اثر را می شناسیم مطابق با شرایط و جریانات حاکم بر زمان پیدایش اثر نه توجه به محتوای ذاتی آن که بی شک روان پدید آور را درگیر می کند!
س.ظ
پنجشنبه 13 مهر 1391 07:20 ب.ظ
درود بر خانم دكتر یوسف قنبری :
خانم دكتر آقای سعید كاشانی ترجمه ای داره از مطالب آقای هانس گادامر درباره محاكات از نظر افلاطون كه فكر كنم گفتنش خالی از لطف نباشه :
صحیح است که آموزه قدیمی تقلید بیش از هر چیز بر نظریه فن شعر حاکم بود،ولی ظاهرا به متقاعد کننده‌ترین نحو خودش را در هنرهای تجسّمی توجیه‌ کرد،زیرا همین جاست که همه از تصویر و اصل سخن می‌گویند،و این خود به‌ موثرترین نحو مستلزم آن چیزی است که افلاطون در نقد خود از شاعران از آن استفاده کرده بود.این دعوی تا حدی متقاعد کننده است که تمایز بنیادی میان اصل و تصویر در هنرهای تجسّمی باقی می‌ماند،مادام که‌ جنبش حیات در تصویری که حرکت نمی‌کند مندرج و حفظ می‌شود.بنابراین،افلاطون مفهوم محاکات‌ (mimesis) را برای این و تصویر تاکید کند.و وقتی که این‌ مفهوم را به جان فنّ شعر و بخصوص زبان نمایش‌ (دراماتیک)می‌اندازد،در معنایی بشدّت جدلی‌ (polemical) است.ارسطو مفهوم محاکات را در معنای مثبت‌تری توجیه کرد.و در کتاب فنّ شعر بوئطیقای خود که بر زیبائی‌شناسی بعدی‌ حاکم گردید،توجّه خود را به تراژدی قدیم معطوف کرد که«اثر کامل هنری»را باز می‌نمایاند.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بسیار عالی است! نقد محاکاتی در حقیقت بازتاب و نمایش جهان و زندگی بشری است! پس می توان گفت همان اصل و تصویری که در هنرهای تجسمی از آن یاد شده در مورد شعر و نثر هم صدق می کند چون از این دیدگاه شعر یا نثر بازتابی از زندگی بشر است. جهان و زندگی بشری نسخه اصل است و اثر هنری کپی این حقیقت است!
بهروز و سربلند
ن.ن
چهارشنبه 12 مهر 1391 03:40 ب.ظ
با عرض درود و ادب خدمت استاد گرامی:
یک سوال: آیا در نقد اثار می توان از چند شیوه‌ی نقد بهره برد؟
به نظر من استفاده از چند شیوه‌ی نقد، در بررسی آثار راه گشاتر خواهد بود و اصولا شیوه های مختلف با رویکردهای متفاوت می توانند مکمل هم باشند و در یک نقدِ بی عیب ونقص کار گشاتر!
مثلا در مقایسه ی شعر دو شاعر بر اساس نقد محاکاتی با تضادهایی مواجه می‌شویم که این سوال را به ذهنمان می‌آورد: کدام یک در بیان حقیقت صادق تر است؟
اما این سوال زمانی رخ می دهد که منتقد ادبی، خود را محصور به یک روش نقد کرده باشد و آن، نقد بر اساس چیزی است که مولف به زبان آورده است. اما رویکردهای جدید نقد ادبی ما را از اسارت در آنچه مولف، برایمان مقدر ساخته است رها می کند. در قرن بیست و یکم و با پپدایش نظریه های نوین، بلاتکلیفی بین دو اثر و جست و جو در جهت یافتن پاسخ سوال بالا مثل این است که در دوره ای که علم به سرعت نور پیشرفت می کند جهت تامین گرمای منزلمان از آتش استفاده کنیم.(ماندن در عصر حجر) من معتقدم اگر اثر را ابتدا با دیدی ساخت شکنانه مورد بررسی قرار دهیم، سپس با استعانت از دریای بی پایان معانی یونگ که رهنمون ما به جایی است که اراده‌ی خالق در آن هیچ گونه دخل و تصرفی ندارد به حقایقی دست می یابیم که مشکل تمام تضادها و تناقض‌ها را حل خواهد کرد و در نهایت با نتایج بدست آمده به نقد محاکاتی آثار می پردازیم. در این صورت است که با سوال بالا مواجه نخواهیم شد. بنابر این، از نظر من، برخی از نقد های نوین با فراتر رفتن از قالب متن، به کمک نقد های سنتی آمده اند تا مشکل در بند ِمتن بودنِ این نوع نقد ها بر طرف کنند. اینطور نیست؟

پاسخ فرزانه یوسف قنبری : شما خوانش فعال را هیچ گاه نباید فراموش کنید! درک زوایای پنهان هر اثر قبل از هر چیز در گرو خوانش فعال آن است. پس از خوانش فعال است که تا اندازه ای تکلیفتان برای استفاده از نوع خاصی از نقد مشخص می شود!
كیومرث مرادی
سه شنبه 11 مهر 1391 12:16 ب.ظ
سلام دكتر!
وقتی به موضوعMimetic Criticism می رسیم و می خواهیم به آن بپردازیم،به نكته های قابل تاملی دست می یازیم،مثلن محاكات بیهقی از وضعیت دوره غزنوی و یا...اما گاهی نویسنده یا سراینده به ترس از پادشاهان دوره ی خود،چنان لفاظی به دروغ كرده اند كه خود تمیز راست از غیر حقیقت به آسانی مشخص نیست و مورخان بعد را به مغلطه انداخته اند!
اما گاهی مشاهده می شود كه در آثار رئالیستی حالا چه در نظم و چه در نثر،یك نوع دوگانگی به چشم می خورد مثلن: بعضی از ادبای معاصر (جهان)به جنگ به عنوان یك پدیده ی آرمانی و ...می نگرند و گروهی دیگر در تضاد اندیشه گروه اول جنگ را برهم زننده ی آرمان ها و ...می دانند.اینك با توجه داشتن به هردو اندیشه و هم فكران هر دو در واقعیت،می بینیم آثار هر دو بر پایه ی رئال است،حال این را می خواستم از خانم دكتر بپرسم:با چنین وضعیتی،وظیفه ی ادبیات چیست؟آیا معزی وار بود یا حافظانه گو؟من معتقدم قلم ادبا همیشه به دل خواه خویش نگشته و اگر گشته است مجال نشر نیافته اند.اندك لحظه هایی هم پیش آمده است كه مثلن سعدی مانندی به نیش به شاه گفته است:زمانی می رسد كه بگویند شاه زنگی در دوره ی سعدی می زیسته است و این افتخاری برای شاه خواهد بود!در حالی كه در برخی زمان ها گفتن چنین سخنی باعث می شود زبان سرخ، سر سبز را...
حالا این نوع نقد هم با بیرون انطباق دارد هم ندارد،آیا چنین آثاری در دایره ی محاكات قرار می گیرند؟
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : سلام! سؤال بسیار خوبی پرسیدید هر چند خودتان هم در صدصد پاسخ برآمدید! هیچ وقت فراموش نکنیم که فقط با خوانش فعال close reading و درک لایه های پنهان اثر و رسیدن از متن به فرا متن است که امکان اظهار نظر در مورد اثر برای ما فراهم می شود! زمانی می توانیم به گونه ای صحیح آثار ادبی را نقد کنیم که از خوانش منفعلانه فاصله گرفته باشیم!
بهروز و سربلند باشید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo