تبلیغات
ادبیات فارسی - نقد خواننده محور

نقد خواننده محور

تاریخ:شنبه 22 مهر 1391-01:14 ب.ظ

نقدخواننده محور به مجموعه ای از نظریه ها و فعالیت های انتقادی اشاره دارد که در اواخر دهه 1960 میلادی در آمریکای شمالی شهرت یافت. با وجود نظریه پردازان گوناگون، همۀ آن ها در تأکید بر نقش خواننده یا کنش خواندن در تفسیر متون اشتراک نظر دارند. این نقد واکنشی بود در برابر نقد نو که بامتون ادبی همچون پدیده های عینی برخورد می کرد که باید جدا از تجربه ای که خواننده از آن ها دارد، تفسیر شوند. شکل آغازین این نوع نقد، تأکید خود را نه بر متن، بلکه بر خواننده می گذارد. در این رویکرد همان گونه که از عنوان آن برمی آید، اثر ادبی بر حسب پاسخ و واکنشی که در خواننده بر می انگیزد، مورد داوری قرار می گیرد. در نقد خواننده محور تأکید عمده بر جریان خوانش متون از جانب خواننده است. منتقدان و پیروان نقد خواننده محور، به جای دنباله روی دیدگاه سنتی که اثر را مجموعه ای از معانی ثابت می داند، توجه خود را معطوف به فعالیت مداوم ذهن و واکنش های خواننده در هنگام خوانش متن می کند و در این تغییر نگاه، آن چه پیش از این ها جزء مؤلفه های درونی اثر تلقی می شود(مثل پیرنگ، شخصیت، سبک، ساختار و معنی) در فرایندی حل می شود که در درجه نخست توقع ها و قانون گریزی ها، تأخیر، رضایت و بازسازی توقع ها را در جریان تجربه های خواننده در بر می گیرد. آن دسته از پیروان نقد خواننده محور که به دنبال مبانی نظری در رویکرد خود هستند، بر این عقیده اند که معانی متن، حاصل تولید یا خلاقیت خواننده اند؛ از این رو که همه خوانندگان نسبت به درستی هیچ متنی چه در سطح زبان شناسانه وچه در سطح هنری اتفاق نظر ندارند. هدف تاریخ، گزارش است و هدف داستان ایجاد پیوند عاطفی میان خواننده و شخصیت های داستان. بیهقی در این مورد به نحوی استادانه عمل کرده و شخصیت های داستانش را طوری به تصویر کشیده که علاوه بر گزارش دقیق تاریخی، خوانندۀ اثر، با آن ها احساس همدلی و نزدیکی می کند و حتی افرادی شبیه آن ها را در کنار خود می یابد. به طور کلی نوعی هم سویی و هم حسی بین خواننده و اعمال و رفتار شخصیت های تاریخ بیهقی وجود دارد که خواننده پس از مطالعه کل اثر، اعمال آنان را بی دلیل و نامناسب نمی داند و می تواند به راحتی شخصیت ها را دسته بندی کند. شخصیت پردازی نزد بیهقی چیزی بیش از یک نگارش و گزارش عادی و معمولی بوده است. بیهقی در امر شخصیت پردازی، هم به شکل لباس پوشیدن و ویژگی های فیزیکی و ظاهری شخصیت ها می پردازد و هم به بازنمایی صفات شناخته شده و موکد آن ها توجه نشان می دهد. بیهقی خواننده را چنان درگیر جزئی ترین حوادث و رویدادها و نیز ساختار شخصیتی افراد می کند که دردها، حسرت ها، کینه ها و ... را به درون او می ریزد و هیجان ایجاد می کند و این خود از ویژگی های هر اثر هنری و به گونه ای مشخص تر «رمان» است. در واقع بیهقی با قلم خویش راه چاره های گوناگون را بر خواننده بسته است که این به نحوۀ پرداخت ویژۀ شخصیت ها و بیان هنرمندانه ژرفای وجودی آن ها برمی گردد؛ به گونه ای که اگر تصویر شخصیت های اصلی و فرعی را از پیکره متن جدا کنیم، هر کدام همانی هستند که باید باشند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
س.ظ
شنبه 13 آبان 1391 12:07 ب.ظ
عرض سلام و ادب و تبریك عید بزرگ غدیر خدمت خانم دكتر یوسف قنبری :

ستاره سحر از صبح انتظاردمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید


گرفت دست قدر ، رایت شفق بردوش

زمین به حکم قضا آب زندگى نوشید


بر آسمان سعادت ز مشرق هستى

سپیده داد نوید تولد خورشید


به باغ ، بلبل شوریده رفت بر منبر

چو از نسیم صبا بوى عشق یار شنید


ز خویش رفته ، نواخوان عشق بود و سرود

به بانک زیر و بم ، اسرار خطبه توحید


فتاد غلغله در باغ و شورشى انگیخت

که خیل غنچه شکفت و به روى او خندید


هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون

زمین به عترت و آل رسول بست امید


رسول ، سدره‏ نشین شد ، على به صدر نشست

پى تکامل دینش خداى کعبه گزید


گرفت پرچم اسلام را على در دست

از این گزیده زمین و زمان به خود بالید


به یمن فیض ولایت شراب خم الست

به عشق آل على از غدیر خم جوشید
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : عید بزرگ شیعیان بر شما هم خجسته باد!
افسانه نجومی
چهارشنبه 10 آبان 1391 05:16 ب.ظ
درود به شما استاد عزیز!
از وبلاگ پر بارتون بهره گرفتم، با احترام لینک شدید.
سپاس گزارم
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق باشید!
کیومرث مرادی
یکشنبه 7 آبان 1391 08:41 ق.ظ
سلام!
گفتم شاید پست جدید زده ای به این خاطر سر زدم!حالا که نیست یک رباعی از خودم:

گفتند که دریا پسر باران است
سرسبزی دنیا هنر باران است
باغ پدرم خشک شد و بابا مُرد
این ها همه اش زیر سر باران است
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : عالی است! موفق باشید!
كیومرث مرادی
پنجشنبه 4 آبان 1391 12:52 ب.ظ
سلام بی پایان به دكتر فرزانه یوسف قنبری كه در این زمانه ی عسرت نقدو نظرهای زیبا،زیبا می نگارند و زیباتر می جویند و پژوهش می كنند!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : بهروزی شما را آرزومندیم!
س.ظ
چهارشنبه 3 آبان 1391 08:04 ب.ظ
درود و دو صد ادب :
خانم دكتر ، آقای حسین پاینده در كتاب نقد ادبی و دموكراسی اشاره می كند كه :
یکی از الگوهای جدید نقد ادبی، نقد «خواننده محور» است که تا حد زیادی ریشه در نقد روان‌کاوانه دارد. البته تفاوت‎‌های بین این دو دیدگاه نیز قابل ملاحظه است.
«مطابق این الگو [یعنی نقد خواننده محور]، واکنش هر خواننده مبین هراس‌ها و اضطراب‌ها و آرزوهای کام‌نیافته و ناخودآگاهانه‌ی اوست ... منتقدانِ روان‌کاو تاکنون چنین فرض می‌کردند که با قرائت متن، شخصیت آثار ادبی را مورد نوعی تحلیل روان‌کاوانه قرار می‌دهند، کمابیش همان گونه که یک روان‌کاو در مطب می‌کوشد تا ضمیر ناخودآگاهِ بیمار را بکاود؛ حال آن که باید گفت روان‌کاو واقعی خودِ متن است و آن کسی که روان‌کاوی می‌شود، خودِ خواننده است. واکنش نقادانه‌ی خوانندگان مختلف به متنی واحد یکسان نیست زیرا مفاد ضمیر ناخودآگاه هر خواننده‌ای کاملا خودویژه و نشان‌دهنده‌ی فردیت اوست
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق باشید!
ن.ن
سه شنبه 2 آبان 1391 07:27 ب.ظ
درود بر شما استاد گرامی. با کسب اجازه از محضر جنابعالی به اطلاع دوستان می رسانم جلسه دفاع اینجانب با موضوع «بررسی مقابله ای خسرو و شیرین نظامی با رومئو و ژولیت شکسپیر بر اساس روانشناسی تحلیلی» در روز پنجشنبه 25/8/1391 در سالن آمفی تئاتر فنی برگزار خواهد شد. با سپاس از شما.
امیرid,nd
دوشنبه 1 آبان 1391 09:47 ب.ظ
سلام خانم قنبری خسته نباشید.
تلاش و پشتکار شما ستودنی است
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : موفق باشید!
ن.ن
چهارشنبه 26 مهر 1391 03:05 ب.ظ
درود فراوان بر استاد بزرگوار.استاد در زمینه نقد خواننده محور پرسشی برایم پیش آمد و آن اینکه آیادر این نوع نقد اعتقاد براین است که به تعداد خوانش ها برداشت از متن وجود دارد و یا به تعداد افرادی که متن را مطالعه می کنند؟؟؟ زیرا اگر به تعداد خوانش ها در نظر بگیریم امکان دارد یک شخص واحد اثری واحد را چند بار مورد مطالعه قرار دهد. اگر اعتقاد بر تعداد خوانش ها باشد پس ما هر بار که مطلبی را مطالعه می کنیم امکان دارد که برداشتمان با خوانشی که پیش از این از همان مطلب داشته ایم متفاوت باشد.
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : دقیقا همین طور است با هر بار خوانش ممکن است برداشت جدیدی از متن شود درست مثل اجرای یک قطعه موسیقی که هر بار با اجرایی جدید دوباره خلق می شود!
كیومرث مرادی
دوشنبه 24 مهر 1391 08:11 ق.ظ
سلام دكتر!
چه قدر ارتباط هارمونی بین انتخاب پست ها وب ات زیباست!
بی تردید اثر گذاری نوشته بر خواننده،چیزی نیست كه نادیده گرفته شود.وقتی یك نمایش نامه به مرحله ی اجرا می رسد بسیاری از بیماران روحی- روانی با (سایكو دراما)درمان می شوند و این تنها مختص به دنیای دراماتیك نیست حتا یك پیامك كوتاه هم می تواند در روحیه ها موثر باشد!اما برخی نوشته ها از منظر ادبیات و نخبه گان ادبی -كه فنی با نوشتن و خواندن برخورد می كنند-زیبا و مورد پسند واقع می شوند و در نكته نظرات خود یا نقد هاشان می نویسند:فلان كتاب یكی از شاه كارهای ادبی است.،گاهی هم از منظر عوام كه گاهی اتفاق می افتد برعكس باشدو ...
حال در مورد بالا كدام مورد پذیرش است آیا حق با كثرت عوام است یا نخبه گان اندك ادبی؟(البته عرض كردم در مورد نوعی این چنینی كه نظرات عوام و اهل فن فرق دارند)
البته بعضی وقت ها هم اشكال یك نوشته یا سروده از چشم هر دو پنهان می ماند؛بی شك شعر روباه و زاغ زنده یاد یغمایی كه یاد همه هست زاغكی قالب پنیری دید...
درپایان روباه موفق به ربودن پنیر می شود و همه ی ادبا و عوام و...علاوه بر خوب دانستن شعر از برش می كنند در حالی كه روباه پنیر نمی خورد و...ببخشید به درازا كشید!
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : اگر درست برداشت کرده باشم شما می خواهید بدانید چه متونی ارزش نقد را دارند؟! پاسخ این است که متون ادبی هر متنی که ارزش ادبی داشته باشد قابل نقد است!
س.ظ
شنبه 22 مهر 1391 04:48 ب.ظ
سلام و عرض ادب :
خانم دكتر به نظر می رسد در تاریخ بیهقی شخصیت خود بیهقی در صدر همه ی شخصیت ها قرار می گیرد :
سراسر کتاب عرصه حضور نامرئی بیهقی است
بسیاری از آنچه بیهقی ذکر می کند به چشم خود دیده است و میتوان گفت بیهقی خود یکی از شخصیتهای این رمان طولانی است.
بیهقی در طول داستان خود ناظری ساکت و بی سر وصدا بوده و تنها مانند دوربینی به ثبت آنچه هست می پردازد و هیچ بروز نمی دهد ولیکن در کتاب خود حضوری پر رنگ و قوی دارد و آنچه را در آن سالها در خود ریخته و به زبان نیاورده در خلال داستانها بیان میکند.
این کتاب تاریخ غزنویان نیست بلکه تاریخ غزنویان از دیدگاه بیهقی است. او در نقاط اوج داستانها خود تحت تاثیر قرار گرفته و حضور می یابد. مثلا در داستان افشین و بودلف بیهقی خود بیش از اندازه تحت تاثیر داستان خود بوده است. در این داستان در روبرو شدن افشین و احمد ابی دواد هر دو شخصیت داستان هیجان زده اند و حالات روحی نامتعادل و نامناسبی دارند و این حالت به بیهقی هم منتقل شده. بسامد بالای فعلها در این داستان بریده بریده بودن و کوتاه بودن جملات، نشانگر هیجان زدگی و التهاب روحی خود بیهقی است. در پایان داستان که همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود این هیجان فروکش کرده و بیهقی هم به آرامشی می رسد.
در داستان حسنک وزیر که تاثیر گذارترین و قوی ترین داستان از حیث ساخت و پرداخت است چهره بیهقی از همه جا بهتر روشن می شود. در تمام کتاب شاید بیهقی هیچگاه تا این حد اندوه زده و غم بار و شکسته دل نیست. از جملاتش بوی تاثر و تالم می آید. آهنگ کشدار و سنگین کلام و جملات طولانی از انسانی مصیبت دیده حکایت دارد. انسانی که از نااهلی زمانه به حد اعلای انزجار و تنفر رسیده است.
استاد جمله ی اولی كه بیان كردم مبنی بر صدر بودن شخصیت بیهقی در كتابش به نظر شما نظریه ای است صحیح ؟
پاسخ فرزانه یوسف قنبری : کاملا صحیح است! همین نکته بر کل تاریخ بیهقی سایه افکنده است!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo